توسل
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِن شَاءَ وَتَنْسَوْنَ مَاتُشْرِكُونَ (41/الاَنعام)
تنها او را به كمك ميخوانيد و او اگر بخواهد مشكلي را كه براي آن كمك ميخواهيد برطرف ميكند و شما چيزهائي را كه شريک او ميسازيد فراموش ميكنيد.
قران کریم می فرماید که مردمی كه غير از خدا را به عنوان معبوداني در کنار خدا انتخاب می کنند و آنها را همانند خدا به فرياد ميخواندند تا برای آنها کاری کنند ، تنها از خيال و گمانهاي خود پيروي ميكنند در واقع اين معبودان از دعايشان غافل و بيخبرند، و فرداي قيامت به كلّي شركشان را انكار خواهند كرد و ميگويند: ” ما به شما چنين چيزي نگفته و نخواسته بوديم كه ما را با پروردگار ـ پاك و منزّه ـ برابر و يكسان قرار دهيد. ما قبول نداريم و اين خودتان هستيد كه از خيالات خود پيروي كردهايد و ـ به گمان خود ـ ما را شنوا و اجابتكننده و نزديك و آگاه و…ميدانستهايد، ما را با شما هيچ ارتباطي نيست! بيخود ما را دوست ميداشتهايد! پس از ما دور شويد كه ما دشمنانتان هستيم و از شما كاملاً بيزاريم ” این اعلام برائت آنان از شرک پرستندگانشان نشان می دهد که الهه های مشرکین تنها یک جسم بی جان مانند مجسمه و یا مقبره محسوب نمی شده اند بلکه نام شخص صالحی که در پشت آن جسم قرار می گرفته باعث می گردید که مردم آن اجسام را هم تقدیس نمایند
إِنْ تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَائَكُمْ وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَ لَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ (14/فاطر)
اگر آنها را به فرياد بخوانيد، هرگز دعا و صداي شما را نميشنوند و (به فرض) اگر هم بشنوند، قدرت پاسخگويي و اجابت به شما را ندارند! و در روز قيامت، شركورزي شما را انكار ميكنند، و هيچ كس همچون خداوندِ آگاه، تو را باخبر نميسازد
وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَي’ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ وَ إِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَ كَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ (5/الاحقاف)
و چه كسي گمراهتر از آن است كه افرادي را به فرياد بخواند كه (اگر) تا روز قيامت (هم ايشان را صدا بزند) پاسخش نميگويند (و نه تنها جواب نميدهند، بلكه سخنانش را هم نميشنوند) و اصلاً از دعايشان غافل و بيخبرند! و هنگامي كه مردم (در روز قيامت) جمع ميشوند، همين به فريادخواستهشدگان، دشمنان به فريادخواهندگان ميشوند (و از آنان بيزاري ميجويند) و عبادتشان را انكار ميكنند
وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكَانَكُمْ أَنْتُمْ وَ شُرَكَاؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَ قَالَ شُرَكَاؤُهُمْ مَا كُنْتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ (28/يونس)
ما روزي همة مردم را گرد ميآرويم و سپس به كساني كه شرك ورزيدهاند ميگوييم: شما و معبودانتان در جاي خود بايستيد. آنگاه آنها را از هم جدا ميسازيم و معبودهايشان ميگويند: شما (تنها به دنبال خيالات و هواهاي نفساني خودتان رفتيد و اصلاً) ما را بندگی نكردهايد!
وَ إِذَا رَءَا الَّذِينَ أَشْرَكُوا شُرَكَاءَهُمْ قَالُوا رَبَّنَا هَـ’ؤُلَاءِ شُرَكَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوا مِنْ دُونِكَ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ وَ أَلْقَوْا إِلَي اللَّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ 86/النحل)
و هنگامي كه مشركان، معبودان خود را ميبينند (كه در دنيا به خيال خود ميپرستيدند) ميگويند: پروردگارا! اينان معبودان ما هستند كه به غير از تو به فرياد ميخوانديم. معبودان ميگويند: بيگمان شما دروغگوييد! (كِي ما از شما خواستهايم كه ما را به فرياد بخوانيد و بپرستيد؟!). در آن روز همگي در پيشگاه خداوند سر تسليم فرود ميآورند و آنچه به هم ميبافتند، از آنان گم و ناپيدا ميشود (و ميفهمند كه معبودانشان، صفات خدايي ـ آن گونه كه تصوّر ميكردهاند ـ ندارند)
وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ وَ مَا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ ءَأَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَـ’ؤُلَاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاءَ وَ لَـ’كِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ ءَابَاءَهُمْ حَتَّي’ نَسُوا الذِّكْرَ وَ كَانُوا قَوْمًا بُورًا
روزي را كه خداوند همة مشركان را به همراه تمام كساني كه به جز خدا را ميپرستيدند، گرد ميآورد و (به پرستش شدگان) ميگويد: آيا شما اين بندگان را گمراه كردهايد (و بديشان دستور دادهايد كه شما را براي خود برگزينيم (و بپرستيم) و ليكن، آنان و پدرانشان را (از نعمتها) برخوردار نمودهاي، تا آنجا كه ياد و ذكر (تو و عبادتت) را فراموش كردهاند و هلاك گشتهاند!
وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلَائِكَةِ أَهَـ’ؤُلَاءِ إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ قَالُوا سُبْحَانَكَ أَنْتَ وَلِيُّنَا مِنْ دُونِهِمْ (40و41/سبا)
در يك روز خداوند همة آنها را گرد ميآورد و سپس به فرشتگان ميفرمايد: آيا اينان شما را (به جاي من) پرستش ميكردهاند؟! ميگويند: تو پاك و منزّهي. (ما به هيچ وجه با اين گروه ارتباط نداشتهايم) و تنها تو يار و ياور ما بودهاي؛ نه آنان!
نكتهاي كه در اينجا قابل يادآوري است، اين است كه: از شيوة بيان اين آيات ـ و ديگر آيات قرآن ـ روشن ميشود كه هدف از معبودها و الهه های که مشرکین می پرستیدند ، همان فرشتگان و افراد صالح از قبيل: انبياء و اولياء خدا ميباشند که مشركان، از آنها مجسّمه ها و یا مقبره ای براي يادبودشان درست ميكردهاند، و عبادت خود برای جلب رضایت آن صالحین از دنیا رفته متوجه آن بتها یی كه در قالب سنگ بودهاند ـ و خود ميتراشيدند ـ می نمودند . پس براي همين واسطه ها بوده كه مشرکین معتقد بودند اين معبودها، واسطههاي آنان بين خدا و ايشانند، و به اين خاطر آنها را عبادت ميكنند كه آنها را به خدا نزديك گردانند:
[... وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَي اللَّهِ زُلْفَي' ]. (3سوره زمر)
[ كساني كه جز خدا، يار و ياوراني را برميگيرند (و بدانان تقرّب و توسّل ميجويند، ميگويند ما آنان را عبادت نميكنيم، مگر بدان خاطر كه ما را به خدا نزديك گردانند] …
خداوند ميفرمايد: مرا بخوانيد، تا اجابت كنم شما را و مطمئنا نفرموده كه برويد واسطه و پارتی بياوريد تا شما را بپذيرم! اتفاقا خداوند تاکید می کند که : با او كسي را نخوانيم و از روي خيالات و اوهام، صفات خدايي را برای غیر خدا قائل نشویم .
[ وَ قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ] (60/غافر)
[ پروردگار شما ميگويد: مرا بخوانيد تا اجابت كنم ] …
[ وَ مَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَـ'هًا ءَاخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ ] . (117/المؤمنون)
[ هر كس با خدا، معبود ديگري را به فرياد خواند، مسلّماً هيچ دليلي بر آن ندارد ] …
كساني كه امامان و اولیاء خود را مدعو غيبي ميدانند، در واقع آنها را با خداوند مساوي و برابر قرار دادهاند؛ زيرا خيال ميكنند كه همچون خدا محدود به زمان و مكان نيست، مالك نفع و زيان است، ميشنود و پاسخ ميگويد، مشكلات و گرفتاريها را برطرف ميسازد و…!!! امّا وقتي كه قيامت برپا ميشود، به اشتباه خود پي ميبرند و همين افراد سوگند ميخورند كه ما آشكارا در اشتباه و گمراهي بودهايم؛ چرا كه مخلوقي را با خالق مساوي قرار دادهايم اما آن هنگام برای توبه دیگر دیر است
[ تَاللَّهِ إِنْ كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ]. (98و97/الشعراء)
[ (مشركين در روز قيامت به معبودان خود ميگويند به خدا سوگند! ما در گمراهي آشكاري بودهايم. آن زمان كه شما را با پروردگار جهانيان (در عبادت و اطاعت و فرمانبرداري و پرستش) برابر ميدانستيم] …
آري! كسانی كه موجودي را در ذات يا صفات، با خداوند برابر بدانند مشرك اند ، اگر چه اين عقيده را بر زبان نياورد و حتی تاکید کنند که موحد اند ! ولي همين اندازه كه در درون معتقد باشند كه در هر زمان و مكاني، كسي ديگری نيزبه همراه خدا، می تواند صدا و نداي قلبيشان را بشنود و اجابتشان كند، در حقیقت برای خدا شریک تراشیده اند ! همان منطقي كه مشركين جاهلي داشتند و ميگفتند: آن كساني را كه ما به فرياد ميخوانيم و مجسمه هایشان را در بتکده شهر نصب کرده ایم ، بندگان مقرّب و آبرومندي نزد خدا هستند كه در همه جا حاضر و ناظرند و صداي ما را ميشنوند و نمردهاند و بلكه زندهاند، و بر افكار و اعمال و خواستههاي ما باخبر و بر ما محيط و مسلّط هستند برای همین ما آنان را همانند خدا به کمک و استعانت می خوانیم تا واسطه ما نزد خداوند شوند .
موقعي كه قرآن كريم را مطالعه كنيم، ميبينيم كه مسئلة خواندن خداوند يگانه به تنهايي به عنوان مدعو غيبي، متجاوز از 160 آيه تكرار شده است كه در آن جمعاً 140 مرتبه جملة «مِنْ دُونِ اللَّهِ»: «غير از خدا» آمده است. بدين معني كه: هر آنچه غير از خداست، مخلوق اوست، حال چه انسان باشد، چه حيوان، چه ماه و خورشيد و ستارگان، يا نباتات و جمادات و…همه و همه، غير از او را شامل ميشوند؛ يعني خداوند ـ كه خالق است ـ در يك طرف، و تمام موجودات زنده و غير زندة ديگر ـ كه مخلوق اويند ـ در طرف ديگر، در این بین انسان قرار دارد که او هم یکی دیگر از مخلوقات خداوند است حالا اگر برای انسانی صفات خدائی قائل شویم و او را هم مانند خداوند در دعای خود بخوانیم دقیقا ما هم جزو کسانی قرار می گیریم که در هر 140 آیه ای که در آن خواندن غیر خدا نهی شده است مورد عتاب و سرزنش قرار گرفته شده اند
در و اقع به فرياد خواندن موجودي ديگری كه همنوع ماست امري جاهلي است؛ زيرا او نيز در ذات و صفات و تمام خصوصيّات انساني با ما برابر است، و اینچمین مخلوقی ( انسان ) داراي هیچ قدرت غيبي و ماورائی نيست. به همين جهت، قرآن كريم خطاب بدانان كه همنوعان خود را به فرياد ميخوانند، چنين ميفرمايد:
[ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ] . (194/اعراف)
[ همانا كساني را كه به غير از خدا به فرياد ميخوانيد، بندگاني مثل خودتان هستند. پس آنها را بخوانيد، اگر راست ميگوييد بايد به شما پاسخ دهند! ]
يعني كساني كه شما به عنوان مدعو غيبي ميخوانيد، بندگاني مثل خودتان فقير و محتاجند و مالك هيچ چيزي نيستند، و هرگز بنده به بندهاي كه مانند خودش نيازمند و بيچيز است، متوكّل و متوسل نميشود و نزد او التجاء و التماس نميكند! بلكه فقط بايد به سوي خداي صمدي كه تنها برآورندة حاجات و نيازمنديهاست ـ مستقيماً ـ رو كنیم و حاجاتمان را فقط به درگاهش عرض نمايم :
[ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَي' يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ ] . (5/الاحقاف)
[ و چه كسي گمراهتر از آن است كه افرادي را به فرياد بخواند كه (اگر) تا روز قيامت (هم ايشان را صدا بزند) پاسخش نميگويند (و نه تنها جواب نميدهند، بلكه سخنانش را هم نميشنوند) و اصلاً از دعايشان غافل و بيخبرند! ] …
آيا نبايد فرق بين خدا ـ كه خالق است ـ و غير خدا را ـ كه مخلوق است ـ تشخيص دهيم؟!
[ أَفَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لَا يَخْلُقُ ] . (17/النحل)
[ آيا كسي كه خلق ميكند، مانند كسي است كه خلق نميكند؟! ] …
آيا ميتوان خالق را با مخلوق قياس كرد، در حالي كه هيچ چيز و هيچ كسي مثل او نيست؟!
[ ... لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ] (11/الشورى)
[ هيچ كس و هيچ چيزي مثل او نيست و او شنوا و بيناست ]
[ فَلَا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثَالَ إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ] . (74/النحل)
[ پس براي خدا شبيه و همانند قرار ندهيد (و با قياسهاي فاسد و تشبيهات ناروا، عبادت
بتها و معبودان دروغين را تعبير و توجيه نكيد). همانا خدا ميداند و شما نميدانيد ]
وقتي كه خداوند، خالق و مالك همه چيز در جهان هستي است و در ذات و صفاتش يكتا و يگانه است، و از رگ گردن به انسان نزديكتر است، چرا غير او را بخوانيم و به غيرش متوسّل شويم و واسطهگاني را برايش بتراشيم؟! اصلاً روح يكتاپرستي در توجّه مستقيم به خداوند ـ متعال ـ است چه در دعا و خواندنش و چه در فرمانبرداری و اطاعت محض اش که اصل و اساس عبادت است ؛ زيرا كسي كه مردم را به خواندن خود و يا فرمانبرداری بدون چون و چرا از خود و یا دیگران دعوت ميكند، چون در عرض راه خداوند و فرامین قران قرار گرفته، لذا اين چنين شخصي و دعوتی از ريشه باطل ميگردد:
[ ذَ'لِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ مَا يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْبَاطِلُ ] .
[ اين بدين خاطر است كه فقط خدا حق است و هر آنچه كه غير از او ميخوانند، باطل هستند ]
بنابراين به فرياد خواندنِ «مِنْ دُونِ اللَّهِ» هر چه و هر كس باشد، شرك و باطل است و حتّي نبايد همراه با خدا يا در كنار خدا، دعاها را متوجّه او ساخت؛ زيرا خداوند رقيب ندارد!
وأن المسجد لله فلا تدعوا مع الله أحدا (18/الجِن)
مسجدها مال خداست، کسي را در كنار خدا به كمك نخوانيد.
۱ دیدگاه »
دیدگاهتان را بنویسید:
-
جدید
- 119
- 116
- توسل
- سازمان های مذهبی یا همان بدعت گذاران دین فروش
- 106
- از کابینه ی بازرگان تا کابینه ی احمدی نژاد ( قضاوت با خود شما )
- نوروز 1387 مبارکباد
- پاسخ « عبدالعلی بازرگان » به نظرات جدید « عبدالکریم سروش »
- اربعین عاشورا…
- پاسخ «بهاءالدين خرمشاهي» به قرآنستيزان
- ما مسافران اتوبوس!
- Best Resumes for College Students And New Grads
-
پیوندها
-
بایگانی
- ژوئن 2009 (2)
- فوریه 2009 (2)
- ژانویه 2009 (1)
- ژوئن 2008 (1)
- مارس 2008 (3)
- فوریه 2008 (1)
- ژانویه 2008 (9)
- نوامبر 2007 (20)
- اکتبر 2007 (4)
-
دستهها
-
RSS
فید مطالب
RSS نظرها

سلام
لذت بردم ، خوشبختانه حوصله حرف زدن ندارم وگرنه اینقدر حرف میزدم که خودتان خسته شوید
انشالله بعدا سر می زنم
یا علی