توسل
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِن شَاءَ وَتَنْسَوْنَ مَاتُشْرِكُونَ (41/الاَنعام)
تنها او را به كمك ميخوانيد و او اگر بخواهد مشكلي را كه براي آن كمك ميخواهيد برطرف ميكند و شما چيزهائي را كه شريک او ميسازيد فراموش ميكنيد.
قران کریم می فرماید که مردمی كه غير از خدا را به عنوان معبوداني در کنار خدا انتخاب می کنند و آنها را همانند خدا به فرياد ميخواندند تا برای آنها کاری کنند ، تنها از خيال و گمانهاي خود پيروي ميكنند در واقع اين معبودان از دعايشان غافل و بيخبرند، و فرداي قيامت به كلّي شركشان را انكار خواهند كرد و ميگويند: ” ما به شما چنين چيزي نگفته و نخواسته بوديم كه ما را با پروردگار ـ پاك و منزّه ـ برابر و يكسان قرار دهيد. ما قبول نداريم و اين خودتان هستيد كه از خيالات خود پيروي كردهايد و ـ به گمان خود ـ ما را شنوا و اجابتكننده و نزديك و آگاه و…ميدانستهايد، ما را با شما هيچ ارتباطي نيست! بيخود ما را دوست ميداشتهايد! پس از ما دور شويد كه ما دشمنانتان هستيم و از شما كاملاً بيزاريم ” این اعلام برائت آنان از شرک پرستندگانشان نشان می دهد که الهه های مشرکین تنها یک جسم بی جان مانند مجسمه و یا مقبره محسوب نمی شده اند بلکه نام شخص صالحی که در پشت آن جسم قرار می گرفته باعث می گردید که مردم آن اجسام را هم تقدیس نمایند
إِنْ تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَائَكُمْ وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَ لَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ (14/فاطر)
اگر آنها را به فرياد بخوانيد، هرگز دعا و صداي شما را نميشنوند و (به فرض) اگر هم بشنوند، قدرت پاسخگويي و اجابت به شما را ندارند! و در روز قيامت، شركورزي شما را انكار ميكنند، و هيچ كس همچون خداوندِ آگاه، تو را باخبر نميسازد
وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَي’ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ وَ إِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَ كَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ (5/الاحقاف)
و چه كسي گمراهتر از آن است كه افرادي را به فرياد بخواند كه (اگر) تا روز قيامت (هم ايشان را صدا بزند) پاسخش نميگويند (و نه تنها جواب نميدهند، بلكه سخنانش را هم نميشنوند) و اصلاً از دعايشان غافل و بيخبرند! و هنگامي كه مردم (در روز قيامت) جمع ميشوند، همين به فريادخواستهشدگان، دشمنان به فريادخواهندگان ميشوند (و از آنان بيزاري ميجويند) و عبادتشان را انكار ميكنند
وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكَانَكُمْ أَنْتُمْ وَ شُرَكَاؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَ قَالَ شُرَكَاؤُهُمْ مَا كُنْتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ (28/يونس)
ما روزي همة مردم را گرد ميآرويم و سپس به كساني كه شرك ورزيدهاند ميگوييم: شما و معبودانتان در جاي خود بايستيد. آنگاه آنها را از هم جدا ميسازيم و معبودهايشان ميگويند: شما (تنها به دنبال خيالات و هواهاي نفساني خودتان رفتيد و اصلاً) ما را بندگی نكردهايد!
وَ إِذَا رَءَا الَّذِينَ أَشْرَكُوا شُرَكَاءَهُمْ قَالُوا رَبَّنَا هَـ’ؤُلَاءِ شُرَكَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوا مِنْ دُونِكَ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ وَ أَلْقَوْا إِلَي اللَّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ 86/النحل)
و هنگامي كه مشركان، معبودان خود را ميبينند (كه در دنيا به خيال خود ميپرستيدند) ميگويند: پروردگارا! اينان معبودان ما هستند كه به غير از تو به فرياد ميخوانديم. معبودان ميگويند: بيگمان شما دروغگوييد! (كِي ما از شما خواستهايم كه ما را به فرياد بخوانيد و بپرستيد؟!). در آن روز همگي در پيشگاه خداوند سر تسليم فرود ميآورند و آنچه به هم ميبافتند، از آنان گم و ناپيدا ميشود (و ميفهمند كه معبودانشان، صفات خدايي ـ آن گونه كه تصوّر ميكردهاند ـ ندارند)
وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ وَ مَا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ ءَأَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَـ’ؤُلَاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاءَ وَ لَـ’كِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ ءَابَاءَهُمْ حَتَّي’ نَسُوا الذِّكْرَ وَ كَانُوا قَوْمًا بُورًا
روزي را كه خداوند همة مشركان را به همراه تمام كساني كه به جز خدا را ميپرستيدند، گرد ميآورد و (به پرستش شدگان) ميگويد: آيا شما اين بندگان را گمراه كردهايد (و بديشان دستور دادهايد كه شما را براي خود برگزينيم (و بپرستيم) و ليكن، آنان و پدرانشان را (از نعمتها) برخوردار نمودهاي، تا آنجا كه ياد و ذكر (تو و عبادتت) را فراموش كردهاند و هلاك گشتهاند!
وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلَائِكَةِ أَهَـ’ؤُلَاءِ إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ قَالُوا سُبْحَانَكَ أَنْتَ وَلِيُّنَا مِنْ دُونِهِمْ (40و41/سبا)
در يك روز خداوند همة آنها را گرد ميآورد و سپس به فرشتگان ميفرمايد: آيا اينان شما را (به جاي من) پرستش ميكردهاند؟! ميگويند: تو پاك و منزّهي. (ما به هيچ وجه با اين گروه ارتباط نداشتهايم) و تنها تو يار و ياور ما بودهاي؛ نه آنان!
نكتهاي كه در اينجا قابل يادآوري است، اين است كه: از شيوة بيان اين آيات ـ و ديگر آيات قرآن ـ روشن ميشود كه هدف از معبودها و الهه های که مشرکین می پرستیدند ، همان فرشتگان و افراد صالح از قبيل: انبياء و اولياء خدا ميباشند که مشركان، از آنها مجسّمه ها و یا مقبره ای براي يادبودشان درست ميكردهاند، و عبادت خود برای جلب رضایت آن صالحین از دنیا رفته متوجه آن بتها یی كه در قالب سنگ بودهاند ـ و خود ميتراشيدند ـ می نمودند . پس براي همين واسطه ها بوده كه مشرکین معتقد بودند اين معبودها، واسطههاي آنان بين خدا و ايشانند، و به اين خاطر آنها را عبادت ميكنند كه آنها را به خدا نزديك گردانند:
[... وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَي اللَّهِ زُلْفَي' ]. (3سوره زمر)
[ كساني كه جز خدا، يار و ياوراني را برميگيرند (و بدانان تقرّب و توسّل ميجويند، ميگويند ما آنان را عبادت نميكنيم، مگر بدان خاطر كه ما را به خدا نزديك گردانند] …
خداوند ميفرمايد: مرا بخوانيد، تا اجابت كنم شما را و مطمئنا نفرموده كه برويد واسطه و پارتی بياوريد تا شما را بپذيرم! اتفاقا خداوند تاکید می کند که : با او كسي را نخوانيم و از روي خيالات و اوهام، صفات خدايي را برای غیر خدا قائل نشویم .
[ وَ قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ] (60/غافر)
[ پروردگار شما ميگويد: مرا بخوانيد تا اجابت كنم ] …
[ وَ مَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَـ'هًا ءَاخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ ] . (117/المؤمنون)
[ هر كس با خدا، معبود ديگري را به فرياد خواند، مسلّماً هيچ دليلي بر آن ندارد ] …
كساني كه امامان و اولیاء خود را مدعو غيبي ميدانند، در واقع آنها را با خداوند مساوي و برابر قرار دادهاند؛ زيرا خيال ميكنند كه همچون خدا محدود به زمان و مكان نيست، مالك نفع و زيان است، ميشنود و پاسخ ميگويد، مشكلات و گرفتاريها را برطرف ميسازد و…!!! امّا وقتي كه قيامت برپا ميشود، به اشتباه خود پي ميبرند و همين افراد سوگند ميخورند كه ما آشكارا در اشتباه و گمراهي بودهايم؛ چرا كه مخلوقي را با خالق مساوي قرار دادهايم اما آن هنگام برای توبه دیگر دیر است
[ تَاللَّهِ إِنْ كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ]. (98و97/الشعراء)
[ (مشركين در روز قيامت به معبودان خود ميگويند به خدا سوگند! ما در گمراهي آشكاري بودهايم. آن زمان كه شما را با پروردگار جهانيان (در عبادت و اطاعت و فرمانبرداري و پرستش) برابر ميدانستيم] …
آري! كسانی كه موجودي را در ذات يا صفات، با خداوند برابر بدانند مشرك اند ، اگر چه اين عقيده را بر زبان نياورد و حتی تاکید کنند که موحد اند ! ولي همين اندازه كه در درون معتقد باشند كه در هر زمان و مكاني، كسي ديگری نيزبه همراه خدا، می تواند صدا و نداي قلبيشان را بشنود و اجابتشان كند، در حقیقت برای خدا شریک تراشیده اند ! همان منطقي كه مشركين جاهلي داشتند و ميگفتند: آن كساني را كه ما به فرياد ميخوانيم و مجسمه هایشان را در بتکده شهر نصب کرده ایم ، بندگان مقرّب و آبرومندي نزد خدا هستند كه در همه جا حاضر و ناظرند و صداي ما را ميشنوند و نمردهاند و بلكه زندهاند، و بر افكار و اعمال و خواستههاي ما باخبر و بر ما محيط و مسلّط هستند برای همین ما آنان را همانند خدا به کمک و استعانت می خوانیم تا واسطه ما نزد خداوند شوند .
موقعي كه قرآن كريم را مطالعه كنيم، ميبينيم كه مسئلة خواندن خداوند يگانه به تنهايي به عنوان مدعو غيبي، متجاوز از 160 آيه تكرار شده است كه در آن جمعاً 140 مرتبه جملة «مِنْ دُونِ اللَّهِ»: «غير از خدا» آمده است. بدين معني كه: هر آنچه غير از خداست، مخلوق اوست، حال چه انسان باشد، چه حيوان، چه ماه و خورشيد و ستارگان، يا نباتات و جمادات و…همه و همه، غير از او را شامل ميشوند؛ يعني خداوند ـ كه خالق است ـ در يك طرف، و تمام موجودات زنده و غير زندة ديگر ـ كه مخلوق اويند ـ در طرف ديگر، در این بین انسان قرار دارد که او هم یکی دیگر از مخلوقات خداوند است حالا اگر برای انسانی صفات خدائی قائل شویم و او را هم مانند خداوند در دعای خود بخوانیم دقیقا ما هم جزو کسانی قرار می گیریم که در هر 140 آیه ای که در آن خواندن غیر خدا نهی شده است مورد عتاب و سرزنش قرار گرفته شده اند
در و اقع به فرياد خواندن موجودي ديگری كه همنوع ماست امري جاهلي است؛ زيرا او نيز در ذات و صفات و تمام خصوصيّات انساني با ما برابر است، و اینچمین مخلوقی ( انسان ) داراي هیچ قدرت غيبي و ماورائی نيست. به همين جهت، قرآن كريم خطاب بدانان كه همنوعان خود را به فرياد ميخوانند، چنين ميفرمايد:
[ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ] . (194/اعراف)
[ همانا كساني را كه به غير از خدا به فرياد ميخوانيد، بندگاني مثل خودتان هستند. پس آنها را بخوانيد، اگر راست ميگوييد بايد به شما پاسخ دهند! ]
يعني كساني كه شما به عنوان مدعو غيبي ميخوانيد، بندگاني مثل خودتان فقير و محتاجند و مالك هيچ چيزي نيستند، و هرگز بنده به بندهاي كه مانند خودش نيازمند و بيچيز است، متوكّل و متوسل نميشود و نزد او التجاء و التماس نميكند! بلكه فقط بايد به سوي خداي صمدي كه تنها برآورندة حاجات و نيازمنديهاست ـ مستقيماً ـ رو كنیم و حاجاتمان را فقط به درگاهش عرض نمايم :
[ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَي' يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ ] . (5/الاحقاف)
[ و چه كسي گمراهتر از آن است كه افرادي را به فرياد بخواند كه (اگر) تا روز قيامت (هم ايشان را صدا بزند) پاسخش نميگويند (و نه تنها جواب نميدهند، بلكه سخنانش را هم نميشنوند) و اصلاً از دعايشان غافل و بيخبرند! ] …
آيا نبايد فرق بين خدا ـ كه خالق است ـ و غير خدا را ـ كه مخلوق است ـ تشخيص دهيم؟!
[ أَفَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لَا يَخْلُقُ ] . (17/النحل)
[ آيا كسي كه خلق ميكند، مانند كسي است كه خلق نميكند؟! ] …
آيا ميتوان خالق را با مخلوق قياس كرد، در حالي كه هيچ چيز و هيچ كسي مثل او نيست؟!
[ ... لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ] (11/الشورى)
[ هيچ كس و هيچ چيزي مثل او نيست و او شنوا و بيناست ]
[ فَلَا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثَالَ إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ] . (74/النحل)
[ پس براي خدا شبيه و همانند قرار ندهيد (و با قياسهاي فاسد و تشبيهات ناروا، عبادت
بتها و معبودان دروغين را تعبير و توجيه نكيد). همانا خدا ميداند و شما نميدانيد ]
وقتي كه خداوند، خالق و مالك همه چيز در جهان هستي است و در ذات و صفاتش يكتا و يگانه است، و از رگ گردن به انسان نزديكتر است، چرا غير او را بخوانيم و به غيرش متوسّل شويم و واسطهگاني را برايش بتراشيم؟! اصلاً روح يكتاپرستي در توجّه مستقيم به خداوند ـ متعال ـ است چه در دعا و خواندنش و چه در فرمانبرداری و اطاعت محض اش که اصل و اساس عبادت است ؛ زيرا كسي كه مردم را به خواندن خود و يا فرمانبرداری بدون چون و چرا از خود و یا دیگران دعوت ميكند، چون در عرض راه خداوند و فرامین قران قرار گرفته، لذا اين چنين شخصي و دعوتی از ريشه باطل ميگردد:
[ ذَ'لِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ مَا يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْبَاطِلُ ] .
[ اين بدين خاطر است كه فقط خدا حق است و هر آنچه كه غير از او ميخوانند، باطل هستند ]
بنابراين به فرياد خواندنِ «مِنْ دُونِ اللَّهِ» هر چه و هر كس باشد، شرك و باطل است و حتّي نبايد همراه با خدا يا در كنار خدا، دعاها را متوجّه او ساخت؛ زيرا خداوند رقيب ندارد!
وأن المسجد لله فلا تدعوا مع الله أحدا (18/الجِن)
مسجدها مال خداست، کسي را در كنار خدا به كمك نخوانيد.
سازمان های مذهبی یا همان بدعت گذاران دین فروش
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّ كَثِيرًا مِّنَ الأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ
اى کسانيکه ايمان داريد، بسيارى از پيشوايان دينى و واعظان، پول مردم را از راه نامشروع مى گيرند و از راه خدا باز مى دارند. به کسانيکه طلا و نقره جمع مى کنند و آن را در راه خدا خرج نمى کنند، به عذابى دردناک وعده بده.
ریشه آغازین پیدایش همه آشوب های زمانه ما در پیروی از ملایان و مفتی انی است که بقاء و سروری شان را در بدعت نهادن و دگرگونی احکام دین و خدا بنا نهاده اند چراکه با این شیوه دینداری می توانند نادانان و بی عقلان بیشتری را به گردا گرد خود جمع کنند تا که پایه های حکومت جاهلانه شان را مستحکم تر نمایند . دلیل پیدایش این وضع نابهنجار و غم باری که اینک بر کشور های به اصطلاح اسلامی چیره شده همه از “سازمان های مذهبی ” است. تشکیلات دغل بازانی که در طول تاریخ اسلام نسل بعد از نسل بنام خدا و پیامبر و امام ، نادرستی ها و ناروایی های بسیاری را بدعت گزارده و دروغهای بزرگی را به خدا و رسولش نسبت داده اند اکاذیبی را که به عنوان حکم تعبدی اسلام و دین در بین پیروان خود منتشر ساخته اند این در صورتی ست که قران با همه تار و پودش به مخالفت با این سنتهای غلط ابا و اجدادی بپا خاسته است و این قران مبین است که با تمامی وضوح و شکوهش در اختیار ماست ،
اما مگر ما تافته اي جدا بافته از ديگرانيم؟! مگر ديگران هم کتاب آسمانی را در اختيار نداشتند؟! مگر قوم عيسي وارث كتاب نبودند؟! مگر بني اسرائيل تورات را در اختيار نداشتند ؟! مگر به اقوام ؛ نوح ، عاد ،ثمود، شعیب و ديگر پيامبران الهي وحي نمي شد؟! آيا در كتابهاي آنها نقشه هاي جنگي شيطان و اطلاعات مربوط به طرح و عمليات او تشريح نشده بود؟ پس چرا همه آن اقوام شكست خوردند و مغلوب شيطان گرديدند؟
به خدا قسم اگر بجاي يك كتاب آسماني هزاران كتاب آسماني در اختيارمان قرار داده مي شد باز هم شكست مي خورديم !نه به اين دليل كه در اطلاعات عمليات مشكلي وجود دارد ، هرگز. مشكل در اينجاست كه ما به اين اطلاعات و رهنمونها توجه نمي كنيم و ايمان نمي آوريم . ما قبل از اينكه به سراغ اين كتاب برويم آن را تكذيب مي كنيم و بنابراين چگونه مي توانيم به چيزي كه از قبل تكذيبش كرده ايم ، ايمان بياوريم؟!
تلك القرى نقص عليك من انبائها ولقد جاءتهم رسلهم بالبينت فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا من قبل كذلك يطبع الله على قلوب الكفرين(101/الاَعَراف)
ما شرح حال آن جوامع را براى تو حكايت مى كنيم: رسولانشان با مدارک روشن نزدشان رفتند، ولى آنها به آنچه كه از قبل تكذيبش كرده بودند، ايمان نياوردند. خدا اين چنين بر قلب كافران مهر مى زند.
حتماً در دلتان به من مي خنديد! می گوئید چه موجود خام و بی اطلاعی ! اي موجود نادان ؛ اين همه مفتي ، آيت الله ، مدرسه و دانشگاههاي ديني ، قاري و حافظ و مفسر و نفوذ قرآن در تار و پود جامعه را نمي بيني؟! كوري كه باز مي گويي كسي به سراغ قرآن نمي رود ؟!
اما من نگفتم كسي به سراغ قرآن نمي رود ، بلکه بنده فقط از قول قرآن گفتم که ما قبل از اينكه به سراغش برويم ، تكذيبش مي كنيم و بنابر اين محال است که به آن ايمان واقعی بياوريم.
ما چگونه قرآن را تكذيب مي كنيم؟
چگونه به آيات الهي كفر مي ورزيم؟
پاسخ :
قرآن كريم چشم انداز واضح و روشني از گذشته ( عقبه) و آينده ( جلو) در برابر ديدگانمان قرار داده و با علائم درست ، مسيرمان را مشخص كرده است ، اما شيطان بدست عمله های مذهبی خود اين چشم اندازها را با سرابهايي ساختگي مشتبه كرده و جهت علائم راهنمايي را نيز عوض نموده است . حال وقتي ما به دنبال سراب مي رويم و به جاي پي گيري علائم درست ، دنبال علامتهاي شيطان را گرفته ايم در واقع با این کارمان يكي را تكذيب و ديگري را تأييد كرده ايم.وقتي ما طبق نقشه شيطان عمل مي كنيم و نقشه پروردگارمان را توجه ایی نمي كنيم علناً براي آن اعتباري قائل نبوده و تكذيبش كرده ايم.
حالا خوب توجه كنيد ، گوشهايتان را تيز و چشمانتان را باز نماييد ؛
لا ياتيه البطل من بين يديه ولا من خلفه تنزيل من حكيم حميد(42/فصلت)
چيزي كه آن را باطل كند در زمان حال و آينده براي آن نمي آيد، نزول آن از طرف حكيم ستوده است.
قرآن كه حسابش مشخص است ؛ كسي آن را تدوين كرده كه بدون شك بر آينده و گذشته مسلط و آگاه است و آنقدر راستگو كه محال است از گذشته چيزي بگويد كه رخ نداده باشد و از آينده چيزي به ما خبر دهد كه اتفاق نيفتاده باشد . بنا بر اين هرآنچه قرآن از عقبه و آینده مي گويد كاملاً درست و تماماً حق و راست بوده و هيچ باطلي در آن راه نخواهد داشت. تا بوده و بوده خداوند رسولان و پيام آورانش را فرستاده تا با پيامي كه از پروردگارشان مي آورند ، عقبه و جلوي راه خلق الله را پاكسازي كنند و از آنها بخواهند كه جز پيغام خداوند ، به هيچ حرف و حديث ديگري توجه نكنند و به هيچ حكمي گردن ننهند :
اذ جاءتهم الرسل من بين ايديهم ومن خلفهم الا تعبدوا الا الله قالوا لو شاء ربنا لانزل ملئكة فانا بما ارسلتم به كفرون(14/فصلت)
وقتي كه پيغمبران از هر طرف براي آنها آمدند و گفتند كه فقط خدا را بندگي كنيد (بنده و مطيع محض و بي چون و چراي هيچكس جز خدا نباشيد)، آنها گفتند اگر خداوند ما ميخواست فرشتگان را نازل ميكرد. ما رسالتي كه شما مدعي آن هستيد قبول نداريم.
اما مردمان با اینکه حرف رسولانشان را شنيده اند ولی با پرداختن به حرف قدماي خويش(سنتها ) حرف رسولان را تكذيب نموده و به آن توجهي نكرده اند.آنها مي گفتند : ما نشنيده ايم آباء اولينمان چنين چيزي بگويند و اگر خدا مي خواست اين را به ما بگويد هرگز از زبان يك شاعر ديوانه نمي گفت بلكه به وسيله ملائكه اقدام به چنين كاري مي كرد ، اگر اين چيزي كه تو داري مي گويي درست بود حتماً علامه بزرگ حضرت آيت الله العظمي فلان يا مفتي اعظم بي سار به آن اشاره مي كرد و خداوند از طريق او كه به مراتب پاك تر ، عابدتر و داناتر از توست اين پيام را به ما مي رساند و راه را از چاه به ما نشان مي داد “
آخركي مي خواهيد دست از سر آباء اولينتان برداريد ؟ اينان شياطينند كه قرينتان شده اند و دارند به سمت سراب رهنمونتان مي شوند.
اگر خود را هدايت يافته مي بينيد ، اگر اعمالتان را زيبا و درست تصور مي كنيد بدانيد كه شيطاني با شما همنشين گرديده و دارد با تلبيس و تزئين بين ايدي ( آخرت) و خلفتان( گذشته – آباء اولين) شما را گمراه مي سازد و به بهشتي راهنمايي مي كند كه سرابي و خیالی بيش نيست.:
وقيضنا لهم قرناء فزينوا لهم ما بين ايديهم وما خلفهم وحق عليهم القول في امم قد خلت من قبلهم من الجن والانس انهم كانوا خسرين(25/فصلت)
براي آنها همنشين هائي قرار داديم كه وضع حال و آينده آنها را در نظرشان زينت دادند و قول عذاب در مورد دسته هاي جن و انسي كه قبل از آنها بودند و از دنيا رفتند مقرر شد. آنها ضرر كردند.
تا دير نشده به خود آييد!
آن آخرتي كه سازمانهای مذهبی برايتان ترسيم كرده اند حقيقي نيست و شيطان تلبيس و تزئينش كرده است.
نكند اعمالتان را تباه شده ببينيد!
نكند به سراب برسيد!
ومن يعش عن ذكر الرحمن نقيض له شيطنا فهو له قرين(36/الزخرف)
وانهم ليصدونهم عن السبيل ويحسبون انهم مهتدون(37/الزخرف)
هر كس آيات الهي را تكذيب كند و از پيام رحمن رو بگرداند او شيطاني را همنشين او خواهيم ساخت .
آنگاه او راه خدا را مي بندد و گمان مي كند كه ره يافته است.
اسلام این است که بدانیم هر حرف و حدیث دیگری غیر از کلام و حکم خداوند(کتاب) باطل است و تحت هیچ شرایطی به آن توجه ای نکنیم و فقط حکم و فرمان پروردگار را از طریق کتاب آسمانی ، تعبد )فرمانبرداري ( کنیم. مثلاً اگر کسی گفت رسول خدا فرموده “من مشتاق ديدار اين امت ايراني هستم” باید از او سند قرآنی بخواهید نه سند رجالی . ببینید آیا این صحبت در قرآن وجود دارد یا خیر ؟ چون رسول وظیفه ای جز ابلاغ مبین ( کتاب ) نداشته است (اَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِينُ ) امروزه هرکس ادعا کند مذهبش حق است و نسبت به مذاهب دیگر برتری دارد دچار تکبر شیطانی شده و دارد بر چیزی اصرار و پا فشاری می کند که در واقع ساخته ذهن پیشوایان و واعظان مذهبی و در نهایت شیطان است بنابر این ما هم برای دوری از این غفلت و سردرگمی باید بدانیم که فرقان و میزان حق از باطل تنها کتاب نورانی قران است و نه باورها و عقاید مذاهب پدرانمان و آن امتی که آرزو دارند که خوشبخت و سعادتمند نزد خدایشان محشور شوند باید طریق و مسیری را اختیار نمایند که این کتاب شریف برای آنان تعیین و مشخص نموده است و لا غیر .
-
تازه
- 119
- 116
- توسل
- سازمان های مذهبی یا همان بدعت گذاران دین فروش
- 106
- از کابینه ی بازرگان تا کابینه ی احمدی نژاد ( قضاوت با خود شما )
- نوروز 1387 مبارکباد
- پاسخ « عبدالعلی بازرگان » به نظرات جدید « عبدالکریم سروش »
- اربعین عاشورا…
- پاسخ «بهاءالدين خرمشاهي» به قرآنستيزان
- ما مسافران اتوبوس!
- Best Resumes for College Students And New Grads
-
پیوندها
-
بایگانی
- ژوئن 2009 (2)
- فوریه 2009 (2)
- ژانویه 2009 (1)
- ژوئن 2008 (1)
- مارس 2008 (3)
- فوریه 2008 (1)
- ژانویه 2008 (9)
- نوامبر 2007 (20)
- اکتبر 2007 (4)
-
دستهها
-
RSS
RSS ورودیها
RSS دیدگاهها
